خیلی ها علاقه دارند سورئالیسم رو میعادگاه رسمی دیوانگان بنامند . عنوانی که خود سورئالیستها هم شاید با اون موافق باشند . اگر بخوام از نحوه شکل گیری این مکتب و تاریخچه اون بنویسم باید کمی به عقب برگردیم .
بعد از جنگ جهانی اول سرخوردگی ، یاس و ناامیدی مفرطی دنیای هنر و ادبیات رو احاطه کرد . خشونت بی حد و حصری که در جنگ وجود داشت روح لطیف هنرمندان و نویسندگان و شاعران رو خراشید و منجر به سر خوردگی اونها از " منطق " شد . و این موضوع باعث بوجود اومدن مکاتبی نظیر " دادائیسم " شد .
دادائیستها برای نشون دادن ناامیدی خودشون شیوه عجیبی رو ارائه دادند . اونها نویسندگان رو تشویق می کردند که کلمات روزنامه ها رو با قیچی ببرند و درون یک کیسه بریزند و بعد به تصادف اونها رو از کیسه خارج کنند و کنار هم ردیف کنند و جملات و نوشته هایی رو که به این شیوه بوجود آوردند ، یادداشت کنند . جملاتی عاری از هر گونه مفهوم عقلی و منطقی که اتفاقا" بعضا" جالب هم می شدند . دادائیستها پیشنهادات مشابهی رو هم در سایر هنر ها از مجسمه سازی و نقاشی گرفته تا موسیقی ارائه دادند . خلق آثار " ضد هنری " به شیوه ای کاملا تصادفی و بدون هیچ پیش زمینه و یا منطق خاصی .
پوچ گرایی مطلق و ناامیدی شدیدی که در مکتب دادائیستها به چشم می خورد با عث شد که این مکتب بعد از چندی طرفداران خودش رو از دست بده . اما نگرش انقلابی دادائیستها منجر به بوجود اومدن مکتب اصیل و انسانساز سورئالیسم شد . مکتب هنری انقلابی و جذابی که حتی امروز هم طرفداران پروپا قرص خودش رو داره و هر بیننده ای از دیدن آثار اون به وجد میاد .
سورئالیستها معتقدند که هنر نباید زاییده ضمیر خودآگاه و هوشیار انسان باشه . منظورم اینه که اونها مخالف هر گونه دخالت و نظارت عقل هوشیار انسان در خلق آثار بودند . به اعتقاد سورئالیستها هنر حقیقی و بی نقص باید زاییدهء ضمیر ناخودآگاه انسان باشه . یک هنر مند زمانی که ضمیر ناخودآگاهش بیدار هست ، مثلا زمانی که چند قرص والیوم پنج خورده و یا زمانی که در یک خواب عمیق و سنگین هست و برای چند لحظه بیدار میشه در حالی که هنوز گیج و منگ هست و به خواب احتیاج داره و یا وقتی که در حالت تب و هذیان هست ، باید آثار خودش رو خلق کنه و این آثار باید اونقدر خلق الساعه و آنی باشند که از هر نوع ویرایش توسط عقل در امان باشند . اگر کسی موفق بشه چنین اثری رو بدون دخالت ذهن هوشیار خلق کنه ، تونسته یک اثر سورئال رو بوجود بیاره .
در حالت خواب و رویا و یا سایر مواقعی که ضمیر ناخودآگاه انسان بیدار هست ، غیر از جریان سیال ذهن بدون دخالت عقل ، شاهد یک اتفاق جالب دیگه هم هستیم که بسیار مورد علاقه سورئالیستهاست : آمیختگی تجربیات .
بسیاری از ما در خوابهامون این آمیختگی تجربیات رو شاهد بودیم : گربه هایی که در عین حال عمه های ما هم بودند و اسبهایی که مثل انسان روی دوپا راه میرن و مشروب می خورن ، یا جلسات بحث فلسفی که توی دستشویی خونمون برپا شده و یا در شکل سورئال تر اون باغچه خونمون در عین حال قسمتی از نقشه شاخ افریقا بوده و یا لباس خواهرمون قسمتی از پردهء پنجره هم بوده و .....
استفاده از تکنیک آمیختگی تجربیات در کنار جریان سیال ذهن به بهترین شکل در آثار سالوادور دالی نقاش مشهور سورئالیست دیده میشه . او در تابلوی شبح صورت وظرف میوه کنار ساحل ( 1938 )ظرف میوه ای رو ترسیم کرده که با کمی دقت می فهمیم که صورت یک انسان هم هست و در عین حال میوه هاش بدن یک سگ رو تشکیل میدن و چشمهای شبح ، صدفهای ساحل هستند . سگی که توی تابلو دیده میشه ترکیبی از چند کوه و میوه های ظرف هست که قلاده او در عین حال پل بین دو کوه هم هست . نقاشی های دالی پر از این پازلهای زیبا و در عین حال بهت آور هست . از زیبا ترین تابلوهای دالی می تونم به : زرافه شعله ور ، دوام حافظه ( ساعتهای نرم ) ، خواب ، گاری ساحلی و .... اشاره کنم .
قبل از سالهای میانی دهه ۳۰ میلادی سورئالیستها معتقد بودند که رمان برخلاف شعر نمی تونه در شکل نظریه های سورئالیستی حرکت کنه . منظورم اینه که به عقیده اونها ما می تونیم یک شعر سورئال خلق کنیم اما رمان به دلیل چارچوبی که داره و خط سیر و شخصیت پردازی و زمان و مکانی که داره نمی تونه با استفاده از تکنیکهای سورئالیسم خلق بشه و در واقع خلق رمان سورئال غیر ممکن هست .
حدود دهه ۳۰ میلادی که رمان بوف کور نوشته صادق هدایت به فرانسه ترجمه شد ، آندره برتون رهبر سورئالیستها حرف خودش رو ( در باره رمان سورئال ) رسما" پس گرفت و در یک سخنرانی رسمی بوف کور رو یک شاهکار تمام عیار و یک رمان کاملا سورئال نامید . او عنوان کرد که اگر چیزی به نام شاهکار وجود داره ، رمان بوف کور هست .
در بوف کور هم ماشاهد وهم گرایی قهرمان داستان هستیم . فضای تب آلود و مالیخولیایی شدیدی بر داستان حاکم هست ، مرز بین رویا و واقعیت ، توهم و حقیقت غیر قابل تشخیص هست و راوی داستان اصالت خاصی برای توهمات و رویاهای خودش قایل هست و ما شاهد در آمیختن تجربیات راوی داستان به زیباترین شکل هستیم . من بعد از ۵ بار مطالعه این اثر ، عاشق اون شدم و اعتراف می کنم که تابحال هیچ نوشته ، شعر و رمانی به اندازه بوف کور منه رو مبهوت و مجذوب خودش نکرده .....
سورئالیستها با رفتارهای عجیب و غریب و آثار نا متعارفشون دنیای هنر و ادبیات رو شوکه کردند . تابلو های عجیب و غریب سالوادور دالی در کنار دیوانگی هایی که خاص خودش بود ، یا فیلمهای عجیب و ترسناک لوئیس بونوئل و یا نوشته ها و اشعار آندره برتون ، در عین اینکه مخاطب رو گیج و مبهوت می کنند ، در او احساس عجیبی رو زنده می کنند . احساسی شبیه توهم و یا خواب تجسم یافته . در میان شخصیت های سورئالیست ، دالی جایگاه ویژه ای داره . رفتار های عجیب و گاه کودکانه او ، نقاشی های بهت آور و گیج کننده اش ، همه و همه دیوانگی این نقاش رو بیشتر اثبات می کنند . خود دالی در کتاب " خاطرات یک نابغه " می نویسه : تنها تفاوت من با دیوانه ها این است که من دیوانه نیستم !
او بعقیده من نقاشی است که تونسته خواب رو روی بوم نقاشی به تصویر بکشه . آشفتگی هایی که در هنگام خواب دیدن ، ما رو احاطه می کنه و هیچ منطقی برای اونها وجود نداره در تابلوهای دالی هم دیده میشه .
وقتی دالی برای اولین بار وارد نیویورک شد ، نونی به درازای دو متر در دست داشت و در حالی که مگسهای مصنوعی به لباس عجیبش آویزون بودند ، به نان گاز می زد و در شهر قدم میزد .او در یک برنامه تلویزیونی که قرار بود از مانیفست سورئالیستها صحبت کنه ، ۲ ساعت تمام در ستایش سبیلهاش و مدل اونها و اینکه چطور موقع خواب از اونها نگهداری می کنه حرف زد ! دالی در اثر مشهوری تابلوی لبخند ژوکوند داوینچی رو کشیده و سبیلهای خودش رو روی صورت مونالیزا طراحی کرده . در یک مراسم رسمی دالی در حالی که لباس قواصی به تن و کلاه خود بر سر داشت به سخنرانی پرداخت .
لوئیس بونوئل و سالوادور دالی با همکاری هم فیلم ۲۰ دقیقه ای سگ آندلسی رو ساختند . از صحنه هایی که در این فیلم دیده میشه می تونم به : گاوی که روی کاناپه لم داده ، جنازه یک خر مرده روی پیانو ، صحنه بریده شدن چشم به وسیله تیغ صورت تراشی ، میزهای ناهار خوری که صندلی های اون توالت فرنگی هستند و .... اشاره کنم .یک اثر خلق الساعه و سرشار از آمیختگی تجربیات در ناب ترین شکل ممکن .
لوئیس بونوئل در جایی گفته : آتش زدن یک موزه برای من خیلی جذاب تر از برپا کردن اون هست .
اما من اگر روزی صاحب یک آپارتمان شخصی بشم ، هیچ گزینه ای مناسب تر از تابلوهای دالی برای پوشاندن دیوار های اتاقها ندارم .
سورئالیسم و دنیای وهم گرایان به قدری جذاب و تو در توست که نمی شه گفتنی هاش رو در یک یادداشت خلاصه کرد . .... شاید بعدها بیشتر به اونها اشاره کردم .
شب خوش .
پی نوشت :
۱ . برای دیدن تابلوهی دالی میتونید کتاب نقاشی هاش رو از انقلاب بخرید و یا در قسمت تصاویر گوگل سرچ کنید : dali
۲ . برای درک بهتر فضاهای سورئال خوندن بوف کور هدایت رو شدیدا" توصیه می کنم .
۳ . شعر سورئال ( فدریکو گارسیا لورکا ) رو فراموش نکنین .
۴ . در همین راستا به وبلاگهای زیر هم سر بزنین : سورئالیسم از نوع شکلاتی ، نظم سورئال