تبليغاتX
افلاطون كنار بخاري
دانه سیگاری دارم و هزاران معمای لا ینحل
ظاهرا" دو هفته اخیر ، روزهای اوج شهرت این خانم بوده ، " خانم هنرپیشه " ، با صورتی جذاب و با طراوت مثل خیلی از خانم های دیگه . صفحات اینترنت پر هست از این موضوع ( فیلم پورنوی زهرا امیرابراهیمی )و حواشی و عواقب اون ، صحیح و غلطش هم گردن نویسندگان اون صفحات !

اما من قصد دارم به طریقی که سعی دارم منطقی و فلسفی باشه بحثی رو باز کنم در مورد انتخاب اخلاقی یک انسان بین دیدن و یا ندیدن این فیلم . از شما هم می خوام که بدون پیشداوری بحث رو تا آخر دنبال کنید ، ضرر نمی کنید !

خیلی از ما شاید فیلم رو دیده باشیم ، شاید هم ندیده باشیم چون هنوز گیر نیاوردیم ، شاید هم امشب قرار هست که ببینیم و شاید هم اصلا قصد نداریم ببینیم ... اما فرض رو بر این می گیریم که فیلم الان توی کشوی میز هست و انتظار میکشه که به سراغش بریم و حس کنجکاوی خودمون رو ارضا کنیم ..... اما نقش موازین اخلاقی در انتخاب ما ( دیدن و یا ندیدن فیلم ) چطور تعریف میشه ؟ چه مرجعی وجود داره که ما برای تمیز کار نیک و بد ( از نظر اخلاقی ) به اون مراجعه کنیم ؟

شاید " ایمانوئل کانت " ( فیلسوف تاثیر گذار قرن هجدهم )  گزینه مناسبی باشه تا از طریق اون بتونیم با فلسفه اخلاق کلاسیک آشنا بشیم :

بطور خلاصه کانت معتقد بود که توان تشخیص حق و باطل ، ذاتی خرد انسان هست . منظور او این بود که خرد و عقل انسان خود قادر هست که در هر موقعیتی حق و باطل رو از هم تشخیص بده حتی اگر قبلا در چنین موقعیتی و یا در موقعیتهای مشابه قرار نگرفته باشه . این توانایی عقل کاملا مستقل از تجربه هست و یکی از توانایی های ذاتی عقل محسوب میشه ..... در ضمن او معتقد بود که موازین اخلاقی ، امور مطلق فرازمان و فرامکان هستند .... درست مثل قوانین فیزیکی نظیر نیروی گرانش .... وحتی محکم تر و قطعی تر از اون .

کانت این امر مطلق اخلاقی رو طوری مطرح کرد که ما بتونیم در تمام موقعیت ها و زمانها از اون برای تشخیص عملکرد درست استفاده کنیم . شاید این بتونه به ما کمک کنه که بتونیم تصمیم درستی رو درمورد دیدن یا ندیدن فیلم " خانم هنرپیشه " بگیریم .

کانت ابتدا میگه در هر موقعیتی چنان عمل کن که دوست داری دستورالعمل تو به صورت قانون کلی در بیاد . یعتی در هر موقعیتی به این فکر کنیم که آیا دوست داریم که همهء مردم در چنین موقعیتی ، چنین کاری رو بکنند ؟ یا به عبارت دیگه هر کاری که می کنیم باید مطمئن باشیم که : " می خواهیم و دوست داریم که هرکس دیگر در آن موقعیت همان کار را بکند . "

و اصل دوم کانت در موازین اخلاقی این هست : هرگز با دیگران به عنوان وسیله رفتار نکن ، بلکه آنان را چون غایت و هدف در نظر بگیر . کانت معتقد بود که اگر ما در هر موقعیتی این دو دستور العمل رو بکار بگیریم موفق شدیم که طبق موازین اخلاقی درون خود عمل کنیم .

خوب حالا برگردیم به کشوی میز و فیلم " خانم هنرپیشه " . اگر این رو بپذیریم که این فیلم حریم خصوصی یک انسان رو به نمایش میذاره و خصوصی ترین مسئلهء زندگی یک نفر رو با تمام جزئیات ! نشون میده ..... آیا طبق اصل اول کانت ..... مایل هستیم که همه انسانها اگر شرایط براشون مهیا بود که تنها با فشار یک دکمه play ، در خصوصی ترین حریم دیگران سرک بکشند ، این کار رو بکنند ؟ آیا مایل هستیم که اتفاق مشابهی برای خودمون و یا نزدیکانمون بیفته و دیگران اون رو ببینند ؟ طبق اصل دوم اخلاق کانت هم ما حق نداریم " خانم هنرپیشه " رو وسیله ای قرار بدیم برای ارضای هر میل دیگری در خودمون . بلکه ما باید هدف خودمون رو متمرکز کنیم بر حفظ حریم خصوصی او و همینطور حفظ حریم خصوصی هر انسان . تنها در این صورت هست که از دیگران به عنوان  " وسیله " استفاده نکردیم بلکه دیگران رو " غایت " و " هدف " در نظر گرفتیم . اگر فرد فرد جامعه اینطور فکر میکرد ، دیگه متقاضی برای این فیلم در جامعه دیده نمیشد و جایی که تقاضایی نباشه .... عرضه هم وجود نخواهد داشت .

اما در فلسفهء اخلاق ، کانت تیر خلاص نیست ..... این رو برای کسانی میگم که دنبال توجیهی فلسفی می گردند برای دیدن فیلم !

از نظر دیوید هیوم ، فیلسوف اسکاتلندی ، نه عقل و نه تجربه نقشی در تعیین کردار ما از نظر اخلاقی ندارن ، بلکه این عواطف و احساسات ماست که تعیین کنندهء رفتار ما هست . اگر تصمیم داریم به یک مستمند کمک کنیم این به خاطر عقل و خرد نیست بلکه به واسطهء احساسات ما هست . اگر هیتلر هزاران انسان رو به قتل میرسونه ، بی عقل نیست ، او بی احساس محسوب میشه . کما اینکه هیتلر فرد بسیار باهوشی هم بود ! بی عقل ها ( دیوونه ها ) به خاطر اعمالشون در هیچ دادگاهی محکوم نمیشن بلکه به تیمارستان منتقل میشن .... اما قاتلین بی احساس محکوم میشن . بنابراین احساسات و عواطف تعیین کنندهء امر اخلاقی هست و از اونجا که احساسات و عواطف همهء انسانها یکسان نیست ، بنابراین امر " مطلق " اخلاقی هم بی معناست . شاید شما بر اساس امیال درونی خودتون ( کنجکاوی ، شهوت و .... ) میل شدید به دیدن فیلم دارید و این در حالیه که به گفته کانت عقل و خرد شما رو از این مسئله باز میدارند ... اگر عقل رو برای سرکوب عواطف و احساسات و امیال خودتون به میدان بیارین ، امیال شما در پستویی به نام " ضمیر ناخودآگاه " زندانی میشن و تبدیل به امیال فروخورده ای میشن که کابوسها و ناآرامیهای روانی شما رو با عث میشن ( این استدلال اخیر نتیجه مطالعات فروید بود ) . خوب پس شاید بهتر باشه که فیلم رو ببینیم تا دچار امیال فروخورده نشیم ؟!

سوال دیگری هم به ذهن من میرسه : " خانم هنرپیشه " به خونهء دوست پسرش میره . پسر پیشنهاد سکس میده .... " خانم هنر پیشه " چه تصمیمی بگیره ؟ اگر طبق احساسات و امیال خودش تصمیم بگیره می تونه سکسی لذت بخش رو تجربه کنه . در ضمن طبق اصول اخلاقی کانت ، معنای کارش این هست که از نظر او اشکالی نداره که تمام مردم بدون اینکه ازدواج کرده باشند تن به سکس بدن .... از نظر او سکس تابو نیست . و این درحالی است که خیلی ها این امر رو اخلاقی نمیدونند .... ( پس ایده اخلاق مطلق منتفی هست ) .

و شاید هم کس دیگری ایراد رو متوجه جامعه ای کنه که در اون سکس " تابو " محسوب میشه و در چنین جامعه این " خانم هنرپیشه " محکوم هست و این ربطی به اینکه ما فیلم رو ببینیم و یا نبینیم نداره ! این سرگیجهء نسبیت در اخلاق هست .....

حالا به نظر شما فیلم رو از کشو میز برداریم و ببینیم یا خیر ؟!

پی نوشت :

همسایهء عزیزم ، رسول نمازی یادداشتی بسیار دقیق و موشکافانه  در این مورد نوشته که می تونید اینجا بخونیدش .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:44  توسط سهراب  |