پست مدرنیسم : سبد خریدی از معماری ، هنر ، فلسفه
بسیاری از اندیشمندان جرقه های پست مدرنیسم رو در تفکرات کیرکه گارد و نیچه رد یابی می کنند . درواقع وقتی که صحبت از کیرکه گارد به میون میاد نا خودآگاه به یاد بزرگترین ایده او یعنی اگزیستانسیالیسم می افتیم .قبلا درباره اگزیستانسیالیسم در پست محکومین به آزادی صحبت کردم . مکتبی که انسان و هر وجود لنفسه ( برای خود ) ی رو مطلقا آزاد می دونه که با بی شمار حق انتخابی که داره تنهاست و این آزادی برای او اضطرابی رو به ارمغان آورده چرا که او در برابر انتخاب خودش مسئول هست ....
اما نیچه ، فیلسوفی پر خواننده که هنوز فرصت نشده در باره عقایدش بنویسم . اما شاید بدونید که نام او مترادف است با مفاهیمی از قبیل : مرگ خدا ، نسبیت در اخلاق ، دگرگونی ارزشها ، تعریف نا پذیری نیک و بد و .............. .
از اونجا که جوانه های پست مدرنیسم رو در عقاید این دو فیلسوف جستجو می کنند ، چنین بر میاد که مفاهیمی از قبیل : نسبی گرایی ، خود مختاری ، عدم قطعیت و ابهام و بلاتکلیفی از مشخصه های نگرش پست مدرن هستند . در واقع پست مدرنیسم همه این چیزها بعلاوه بسیاری چیزهای دیگر است . پست مدرنیسم وضعیتی است که مهمترین مشخصه های اون عبارتند از : کثرت گرایی نهادینه شده ، تنوع و گوناگونی ، عدم انسجام ، تعریف ناپذیری مفاهیم ، عدم تعین و همتراز شدن سلسله مراتب و عدم وجود طبقه بندی . و در یک کلام نهادینه شدن ویژگی هایی که مدرنیته در پی حذف اونها و یا حداقل مستور کردن اونها بوده : مفاهیمی چون جهانشمولی و یکپارچگی و روشنی و ضوح جای چندانی در نگرش پست مدرن ندارند .
شایدبشه دنیای پست مدرن رو بیشتر با نداشته ها و فقدان هاش شناخت . دنیای پست مدرن به تعبیر ژان بودریار ( جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی ) دنیایی است که هویت اون فقدان است . فقدان طبقه بندی ، فقدان روشنی و وضوح و فقدان عامل تایید کننده رفتار ، فقدان قانونگذاران و عاملان اجرا ، فقدان مرجع فرافردی مقتدری که جاه طلبی جهانی داشته باشد و .... . دنیایی که من علاقه دارم از اون با نام دنیای دیوانهء دیوانهء دیوانه یاد کنم .
پست مدرنیسم تعاریف و تعیین تکلیفهای مدرنیسم رو به استهزا می گیره و از زیر اونها شانه خالی می کنه . اگر نگرش مدرن اصرار داره که عملی طبق " تعریف " بد است و عملی دیگر طبق " تعاریف " خوب ، پست مدرنیسم پیام آور این هست که تعریف کردن هر مفهوم به طور مطلق ، ابلهانه است بلکه همه چیز به طور نسبی قابل تعریف هست . مفاهیمی چون : زیبایی ، زشتی ، خوب ، بد و .... مفاهیمی هستند که مرجع واحدی برای تعریف اونها وجود نداره و هر کس به تنهایی مرجعی است برای تعریف این مفاهیم . مرجعی که هیچ تفاوتی با دیگر مراجع از نظر اعتبار ندارد .
با یک نگرش پست مدرن دیگر دلیلی ندارد که طبق " تعاریف " پاچه سفید رو با نخ سفید بدوزیم تا زیبا بشه بلکه لباس سفید با خط دوخت های سیاه هم نوعی از زیبایی است .نگرش مدرن این موضوع رو برنمی تابه که سیمها و کابلها و سوکتها و پیچ و مهره ها ودریک کلام دل و روده یک کیس کامپیوتر دیده بشه ، این مدل یک مدل بی نظم هست که بایدبا یک روکش فلزی همرنگ کیس پوشانده بشه و کیس کامپیوتر به شکل یک مکعب مستطیل یک نواخت و یک دست در بیاد . این درحالی است که نگرش پست مدرن ابایی از دیده شدن دل و روده کامپیوتر نداره و کیس رو از جنس شفاف مثل شیشه می سازه تا درونش با تمام بی نظمی هاش ! دیده بشه . معماری مدرن آپارتمانهای مکعب شکل رو میسازه که اولا تمام طبقات اون هم شکل و یکسان هستند . و ثانیا از حداکثر فضای مفید برخوردارند . اما معماری پست مدرن ؛ خلاقیت فردی رو فدای استفاده مفید از فضا نمی کنه وساختمانی میسازه با اتاقهایی مرکب از دایره و مثلث که با وجود فضای غیر مفید ، زیبا تر و جذاب تر از اون قوطی کبریتهای یکسان هستند .
در برج گلدیس که در فلکه دوم صادقیه در تهران خودنمایی می کنه بسیاری از واحد ها مثل زیر شیروانی هستند . یعنی به شکل نصف هرم ، اما خوب ، نمیشه از زیبایی این برج صرف نظر کرد .
در حیطه اخلاق ، پست مدرنیسم شبیه بازاری است مالامال از کالا که می توانند خریده شوند و برای خریده شدن اونها بهایی پرداخته شود . فقدان قطعیت در مورد اینکه کدوم کالا به خریدش می ارزه و کدوم یکی ارزش خریدن نداره ، در این بازار خودنمایی میکنه . مرجع این قطعیت فقط شخص خریدار هست چرا که ارزش کالا ها ( انتخاب ها ) به طور نسبی تعریف می شوند . در حیطه معماری همونطور که مثال زدم معماری پست مدرن ، هنر آمیختن مدرنیسم و سنت ، بدون در نظر گرفتن منطق کارکردی فضاست . ساختمانهایی نظیر برج گلدیس در آریاشهر ، نمونه ای از این معماری هستند . ساختمانی که نه شباهتی به آپارتمانهای مدرن دارد و نه شباهتی به بناهای سنتی .
زیگمونت باومن در مقدمه کتاب " اشارتهای پست مدرنیته " بیان می کند که : پست مدرنیسم بیشتر حالتی از ذهن است . اون هم حالتی از ذهنهایی که عادت دارند ( یا مجبورند ؟ ) در خود تامل کنند ، درون خودشون رو بکاوند و آنگاه اعلام کنند که چی پیدا کرده اند . حالت ذهن فیلسوفان ، اندیشمندان اجتماعی ، هنرمندان و .... .
نگرش پست مدرن بیشتر اصرار بر خصوصی کردن دغدغه ها ، ترسها ، عقاید و تعریفها داره . این خصوصی کردن ها به بوجود آمدن " اجتماعات تخیلی " منجر میشوند که بحث اون از حوصله این یادداشت خارج است . شاید در آینده و در یادداشتهای بعدی کدهای بیشتری رو برای شناخت بهتر این نگرش ارائه دادم .
باز هم طولانی شد .... مرسی که وقت گذاشتید .