<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>افلاطون كنار بخاري</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/</link>
<description>دانه سیگاری دارم و هزاران معمای لا ینحل</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 18 Jan 2007 07:47:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>در باب بكارت دختران : باكره ام ، پس هستم !</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;قبل از نوشتن : من غيبت طولاني داشتم . به بازي شب يلدا نرسيدم . به كامنتها دير جواب دادم . آخرين يادداشتهاتون رو نخوندم و ... ؛ عذر مي خوام ! بريم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تصور كنيد يك پسر ايروني مي خواد با يك دختر ايروني ازدواج كنه . خوب اينكه احتمال زياد داره كه دختر خانوم قبلا چند تايي دوست پسر داشته كه بديهي و عاديه . پسر هم ژست روشنفكرانه اي مي گيره و به روش نمياره . اما اگر پسر بفهمه كه محبوبش ، با دوست پسرهاي قبلي چندباري سكس داشته و يا زبونم لال ، باكره نيست . اونوقت چي ؟‌خوب معلومه به احتمال زياد به دختر خانوم ( كه تا همين چند لحظه پيش به نظر آقا پسر خيلي مناسب و با كمالات بود ) برچسب هايي مثل : هرزه و { ... } و غيره مي زنه و قضيه ازدواج هم منتفي است . لازم به توضيح نيست كه خود اين آقا پسر قبلا دوست دختر داشته و حسابي هم سكس داشته ... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;جا نخوريد .... من توي اين وبلاگ قرار نيست فقط از فلسفه بگم . قصد واقعي من اين هست كه بعضي از ديدگاهها رو در باره هستي و زندگي مطرح كنم . گفتن از فلسفه بهترين راه براي طرح اين ديدگاههاست . اما لازم مي دونم گاهي هم عاميانه تر بنويسم . بهتره مثل سقراط ، فلسفه رو به كوچه ها و خيابونهاي شهرمون ببريم ..... اگه موافقيد بريم ...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خوب اونجا بوديم كه ازدواج اين دوتا جوون به خاطر باكره نبودن دختر خانوم به هم خورد . حالا&amp;nbsp; فرض كنيد همين آقا پسر با خانم بيوه اي آشنا ميشه كه خصوصياتش مطابق تعاريفي هست كه آقا پسر از همسر آينده اش داره . يعني آقا پسر از اين خانم بيوه خوشش مياد و هم رو مي پسندن و احساس مي كنن كه مي تونن با هم زندگي كنن و ازدواج مي كنن .... مشكل اينجاست كه اين خانم هم قبلا با يك مرد ديگه شبها و روزهاي متوالي خوابيده و بيش تر از اون د ختر هم سكس داشته و اصلا هم باكره نيست ! ولي آقا پسر بهش برچسب هرزه نمي زنه و ازدواج رو منتفي نمي كنه ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شايد بگيد كه موضوع باكره بودن دختر ها قبل از ازدواج ريشه در سنتهاي ما داره و جزء عقايد موروثي ما ايراني هاست . خوب من داستان رو عوض مي كنم : يك آقا پسر ايروني عاشق يك دختر خانم اروپايي ميشه . دختري موقر و متين و با كمالات . احساس مي كنن كه مي تونن با هم زندگي كنن و ازدواج مي كنن . لازم به توضيح نيست كه دختر خانم اروپايي ، قبلا چند تايي دوست پسر داشته و با اونها سكس هم داشته و باكره هم نيست اما بازهم آقا پسر قصه ما نه به او برچسب هرزگي مي زنه و نه ازدواج با او رو منتفي مي كنه . چرا ؟؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;يك دختر ايروني كه تمام شرايط يك همسر ايده آل رو داره&amp;nbsp;چون باكره نيست ،‌ هرزه محسوب ميشه . نبايد باهاش ازدواج كرد . يك خانم بيوه با شرايط مشابه با اينكه باكره نيست ولي هرزه هم محسوب نميشه و ميشه باهاش ازدواج كرد . و جالبتر اينكه يك دختر خانم اروپايي كه بازهم شرايط يك همسر ايده آل رو داره و باكره هم نيست ، برچسب هرزه نمي خوره و ميشه باهاش خوشبخت شد . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;كاملا واضحه كه موضوع باكره بودن يا باكره نبودن و اين چيزها نيست . موضوع &quot; نوع نگاه &quot; اين آقا پسر به اين سه نفر هست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اين آقا پسر و اكثر پسرهاي ايروني ( و نه همه اونها ) به دوست دختر به چشم يك اسباب بازي يك بار مصرف ، يك بازيچه موقت ، يك &quot; چيز &quot; تاريخ مصرف دار نگاه مي كنن . راحت تر بگم ( با عذر خواهي از خانم ها ) به چشم يك دستمال كاغذي نگاه مي كنن . بهش واقعا و از ته دل علاقه ندارن و احترام نميذارن و واقعا براي دوستي نمي خوانش و بهش &quot; وفادار &quot; نيستن . ۸۰ درصد موضوع دوستي رو سكس و اطفاء شهوت مي دونن و ۲۰ درصد رو دوستي و پارك و سينما و مهموني و اين چيزا مي دونن . خوب چون خودشون به دوست دختر به اين چشم نگاه مي كنن و مي دونن كه توي ايران اكثر ايرانيها به دوست دختر ( خصوصا اگر پاي سكس هم در ميون باشه ) به چشم يك دستمال كاغذي نگاه مي كنن .... طبيعيه كه با دختري كه قبلا سكس داشته و باكره نيست ازدواج نمي كنن چرا كه نمي خوان دستمال كاغذزي كس ديگري رو استفاده كنن .... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اما خانم بيوه چي ؟ معلومه اين خانم دستمال كاغذي شوهرش نبوده . رابطه اش آميخته با احترام و عشق بوده . به هم وفادار بودن و زندگي شون فقط به خاطر سكس نبوده . براي هم ارزش قايل بودن و .... به همين خاطر اشكالي نداره كه باهاش ازدواج كنه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دختر خانم اروپايي هم داستان داره ! روابط دختر و پسر هاي اروپايي هم همينطوره . يعني توأم با عشق و احترام و از همه مهمتر &quot; وفاداري &quot; . در طول دوستي ، با ۱۸ نفر ديگه همزمان دوستي و سكس نمي كنن . به هم وفادارن و به هم احترام ميذارن و مدام در حال بررسي هم هستن كه آيا مي تونن&amp;nbsp; تا ابد با هم باشن ؟‌يعني ازدواج كنن ؟‌كسي دستمال كاغذي كس ديگه اي نيست و اگر يكي از طرفين چنين فكر ي كنه و يا قواعد بازي جوانمردانه رو رعايت نكنه دوستي به هم مي خوره . خوب دختر خانم اروپايي با اينكه باكره نيست ولي دستمال كاغذي هم نبوده .... پس ميشه باهاش ازدواج كرد . يه موضوع جالب : اگر همين دختر خانم اروپايي در گذشته دوست پسر هاي ايراني داشت اونوقت باز هم آقا پسر باهاش ازدواج نمي كرد . طبق همون قانون دستمال كاغذي و شناختي كه از عرف موجود در بين پسرهاي ايراني داره . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دختر هاي ايراني اگر مطلع بشن كه نامزدشون در گذشته با دوست دختر هاش سكس هاي متعدد داشته باز هم ازدواج منتفي نيست . مي دونيد چرا ؟‌چون در ايران هيچ پسري دستمال كاغذي دخترها نيست . اين دخترها هستند كه بهشون به چشم يك مفعول ، يك ماشين اطفاء شهوت و .... نگاه ميشه . و دخترها اين رو خوب ميدونن . دختر هاي ايراني حتي اگر هم زمان با چند پسر دوست باشن ، به هيچ كدوم به چشم يك ماشين اطفاء شهوت و دستمال كاغذي نگاه نمي كنند . درست بر عكس پسرها .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خوب در چنين جامعه اي با چنين طرز تفكري ، يك دختر هرچقدر هم مناسب و باكمالات باشه اما اگر حتي يك بار ، بنا به هر دليلي ( ميل جنسي ، كنجكاوي ، عشق ، اشتباه ، اغفال ، اجبار و .... ) سكس داشته باشه و بكارتش رو از دست بده گناه كار محسوب ميشه و به او به چشم يك دستمال چركين نگاه ميشه . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;جالب اينجاست كه هيچ كس در پي اصلاح اين نگاه نيست. كسي در پي زدودن اين زنگارهاي فكري از ذهن مردم نيست . هنوز پرداختن به اين مسايل تابو محسوب ميشه و چرخيدن حول اين مسايل ، گذشتن از خطوط قرمز هست . خوب پيامد اين موضوع هم روشن هست : جامعه اي كه از نظر جنسي بيمار هست و رنج ميبره ، زندگي هاي زناشويي سست و ناپايدار ( سري به دادگاههاي خانواده بزنيد ) خودكشي ها و خودسوزي هاي مكرر دختران ( نگاهي به آمار خودسوزي در شهرستانها بندازيد ) و صد البته جامعه اي كه دختر ها و پسرهاش روزانه صد تا دروغ تحويل هم ميدن و هيچ وقت يك رابطه سالم و كامل رو تجربه نمي كنن و در آخر هم پزشكاني كه &quot; بكارت &quot; رو ترميم مي كنن و كاروبارشون اين روزها سكه است . چون همه دخترهاي ايراني &amp;nbsp;براي اولين سكس با نامزد يا همسرشون نياز به بكارت دارن . از خانمها عذر مي خوام ؛‌از آقايون هم همينطور ؛ من هم عضوي از همين جامعه ام و براي جامعه خودم متاسفم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مرسي كه وقت گذاشتيد .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Jan 2007 07:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای زهرا امیر ابراهیمی : من میخوام اون فیلم لعنتی رو ببینم !</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;STRONG&gt;ظاهرا&quot; دو هفته اخیر ، روزهای اوج شهرت این خانم بوده ، &quot; خانم هنرپیشه &quot; ، با صورتی جذاب و با طراوت مثل خیلی از خانم های دیگه . صفحات اینترنت پر هست از این موضوع &lt;A href=&quot;http://www.asriran.com/view.php?id=5820&quot; target=_blank&gt;( فیلم پورنوی زهرا امیرابراهیمی )&lt;/A&gt;و حواشی و عواقب اون ، صحیح و غلطش هم گردن نویسندگان اون صفحات ! &lt;/STRONG&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اما من قصد دارم به طریقی که سعی دارم منطقی و فلسفی باشه بحثی رو باز کنم در مورد انتخاب اخلاقی یک انسان بین دیدن و یا ندیدن این فیلم . از شما هم می خوام که بدون پیشداوری بحث رو تا آخر دنبال کنید ، ضرر نمی کنید !&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خیلی از ما شاید فیلم رو دیده باشیم ، شاید هم ندیده باشیم چون هنوز گیر نیاوردیم ، شاید هم امشب قرار هست که ببینیم و شاید هم اصلا قصد نداریم ببینیم ... اما فرض رو بر این می گیریم که فیلم الان توی کشوی میز هست و انتظار میکشه که به سراغش بریم و حس کنجکاوی خودمون رو ارضا کنیم ..... اما نقش موازین اخلاقی در انتخاب ما ( دیدن و یا ندیدن فیلم ) چطور تعریف میشه ؟ چه مرجعی وجود داره که ما برای تمیز کار نیک و بد ( از نظر اخلاقی ) به اون مراجعه کنیم ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شاید &quot; ایمانوئل کانت &quot; ( فیلسوف تاثیر گذار قرن هجدهم )&amp;nbsp; گزینه مناسبی باشه تا از طریق اون بتونیم با فلسفه اخلاق کلاسیک آشنا بشیم :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بطور خلاصه کانت معتقد بود که توان تشخیص حق و باطل ، ذاتی خرد انسان هست . منظور او این بود که خرد و عقل انسان خود قادر هست که در هر موقعیتی حق و باطل رو از هم تشخیص بده حتی اگر قبلا در چنین موقعیتی و یا در موقعیتهای مشابه قرار نگرفته باشه . این توانایی عقل کاملا مستقل از تجربه هست و یکی از توانایی های ذاتی عقل محسوب میشه ..... در ضمن او معتقد بود که موازین اخلاقی ، امور مطلق فرازمان و فرامکان هستند .... درست مثل قوانین فیزیکی نظیر نیروی گرانش .... وحتی محکم تر و قطعی تر از اون .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کانت این امر مطلق اخلاقی رو طوری مطرح کرد که ما بتونیم در تمام موقعیت ها و زمانها از اون برای تشخیص عملکرد درست استفاده کنیم . شاید این بتونه به ما کمک کنه که بتونیم تصمیم درستی رو درمورد دیدن یا ندیدن فیلم &quot; خانم هنرپیشه &quot; بگیریم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کانت ابتدا میگه در هر موقعیتی چنان عمل کن که دوست داری دستورالعمل تو به صورت قانون کلی در بیاد . یعتی در هر موقعیتی به این فکر کنیم که آیا دوست داریم که همهء مردم در چنین موقعیتی ، چنین کاری رو بکنند ؟ یا به عبارت دیگه هر کاری که می کنیم باید مطمئن باشیم که : &quot; می خواهیم و دوست داریم که هرکس دیگر در آن موقعیت همان کار را بکند . &quot; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;و اصل دوم کانت در موازین اخلاقی این هست : هرگز با دیگران به عنوان وسیله رفتار نکن ، بلکه آنان را چون غایت و هدف در نظر بگیر . کانت معتقد بود که اگر ما در هر موقعیتی این دو دستور العمل رو بکار بگیریم موفق شدیم که طبق موازین اخلاقی درون خود عمل کنیم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خوب حالا برگردیم به کشوی میز و فیلم &quot; خانم هنرپیشه &quot; . اگر این رو بپذیریم که این فیلم حریم خصوصی یک انسان رو به نمایش میذاره و خصوصی ترین مسئلهء زندگی یک نفر رو با تمام جزئیات ! نشون میده ..... آیا طبق اصل اول کانت ..... مایل هستیم که همه انسانها اگر شرایط براشون مهیا بود که تنها با فشار یک دکمه play ، در خصوصی ترین حریم دیگران سرک بکشند ، این کار رو بکنند ؟ آیا مایل هستیم که اتفاق مشابهی برای خودمون و یا نزدیکانمون بیفته و دیگران اون رو ببینند ؟ طبق اصل دوم اخلاق کانت هم ما حق نداریم &quot; خانم هنرپیشه &quot; رو وسیله ای قرار بدیم برای ارضای هر میل دیگری در خودمون . بلکه ما باید هدف خودمون رو متمرکز کنیم بر حفظ حریم خصوصی او و همینطور حفظ حریم خصوصی هر انسان . تنها در این صورت هست که از دیگران به عنوان&amp;nbsp; &quot; وسیله&amp;nbsp;&quot;&amp;nbsp;استفاده نکردیم بلکه دیگران رو &quot; غایت &quot;&amp;nbsp;و &quot;&amp;nbsp;هدف &quot;&amp;nbsp;در نظر گرفتیم . اگر فرد فرد جامعه اینطور فکر میکرد ، دیگه متقاضی برای این فیلم در جامعه دیده نمیشد و جایی که تقاضایی نباشه .... عرضه هم وجود نخواهد داشت .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;اما در فلسفهء اخلاق ، کانت تیر خلاص نیست ..... این رو برای کسانی میگم که دنبال توجیهی فلسفی می گردند برای دیدن فیلم ! &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از نظر دیوید هیوم ، فیلسوف اسکاتلندی ، نه عقل و نه تجربه نقشی در تعیین کردار ما از نظر اخلاقی ندارن ، بلکه این عواطف و احساسات ماست که تعیین کنندهء رفتار ما هست . اگر تصمیم داریم به یک مستمند کمک کنیم این به خاطر عقل و خرد نیست بلکه به واسطهء احساسات ما هست . اگر هیتلر هزاران انسان رو به قتل میرسونه ، بی عقل نیست ، او بی احساس محسوب میشه . کما اینکه هیتلر فرد بسیار باهوشی هم بود ! بی عقل ها ( دیوونه ها ) به خاطر اعمالشون در هیچ دادگاهی محکوم نمیشن بلکه به تیمارستان منتقل میشن .... اما قاتلین بی احساس محکوم میشن . بنابراین احساسات و عواطف تعیین کنندهء امر اخلاقی هست و از اونجا که احساسات و عواطف همهء انسانها یکسان نیست ، بنابراین امر &quot; مطلق &quot; اخلاقی هم بی معناست . شاید شما بر اساس امیال درونی خودتون ( کنجکاوی ، شهوت و .... ) میل شدید به دیدن فیلم دارید و این در حالیه که به گفته کانت عقل و خرد شما رو از این مسئله باز میدارند ... اگر عقل رو برای سرکوب عواطف و احساسات و امیال خودتون به میدان بیارین ، امیال شما در پستویی به نام &quot; ضمیر ناخودآگاه &quot; زندانی میشن و تبدیل به امیال فروخورده ای میشن که کابوسها و ناآرامیهای روانی شما رو با عث میشن ( این استدلال اخیر نتیجه مطالعات فروید بود ) . خوب پس شاید بهتر باشه که فیلم رو ببینیم تا دچار امیال فروخورده نشیم ؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سوال دیگری هم به ذهن من میرسه : &quot; خانم هنرپیشه &quot; به خونهء دوست پسرش میره . پسر پیشنهاد سکس میده .... &quot; خانم هنر پیشه &quot; چه تصمیمی بگیره ؟ اگر طبق احساسات و امیال خودش تصمیم بگیره می تونه سکسی لذت بخش رو تجربه کنه . در ضمن طبق اصول اخلاقی کانت ، معنای کارش این هست که از نظر او اشکالی نداره که تمام مردم بدون اینکه ازدواج کرده باشند تن به سکس بدن .... از نظر او سکس تابو نیست . و این درحالی است که خیلی ها این امر رو اخلاقی نمیدونند .... ( پس ایده اخلاق مطلق منتفی هست ) .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;و شاید هم کس دیگری ایراد رو متوجه جامعه ای کنه که در اون سکس &quot; تابو &quot;&amp;nbsp;محسوب میشه و در چنین جامعه این &quot; خانم هنرپیشه &quot; محکوم هست و این ربطی به اینکه ما فیلم رو ببینیم و یا نبینیم نداره ! این سرگیجهء نسبیت در اخلاق هست .....&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;حالا به نظر شما فیلم رو از کشو میز برداریم و ببینیم یا خیر ؟!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همسایهء عزیزم ، رسول نمازی یادداشتی بسیار&amp;nbsp;دقیق و موشکافانه&amp;nbsp;&amp;nbsp;در این مورد نوشته که می تونید &lt;A href=&quot;http://analytic.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;اینجا&lt;/A&gt; بخونیدش .&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Nov 2006 06:13:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لطفا&quot; گوسفند نباشید ... !</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;افسر اس اس کنار دختر بچه 10 ساله ای که عروسکش را بغل گرفته بود ایستاد و دست بر شانه اش گذاشت و به کشیشی که جلوی کلیسا در حال دعا کردن بود گفت :« چیکار می کنی کشیش؟ برای کی دعا میکنی ؟ برای خدا؟ »&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;کشیش با نفرتی آمیخته با استیصال به افسر اس اس که حالا اسلحه اش روی شقیقه دخترک بود خیره شد...افسر ادامه داد:&lt;FONT color=#00ff00&gt;« خدا امروز اینجا نیست، کشیش!...»&lt;/FONT&gt; و شلیک کرد …!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;شاید همه ما این هشدار داستایوفسکی (خالق جنایات و مکافات) رو به خاطر داشته باشیم که« در غیاب واجب الوجود [خدا] انجام هر کاری مجاز خواهد بود»اما این &quot;آزادی واختیار&quot; که با نبود« خدا به مثابه یک مرجع فرافردی »،نصیب ما می شه ،به عقیده اگزیستانسیالیستها برای ما ارمغان آور «احساس مسئولیت»آمیخته با «اضطراب و انزوا»نیز هست .(قبلا در این باره در یادداشت &quot;محکومین به آزادی&quot; مفصلا نوشته ام).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اما اولین فیلسوفی که رسما مرگ خدا رو اعلام کرد فردریش نیچه فیلسوف آلمانی بود.و هدف او از اعلام این خبر ، آماده کردن انسانها برای دگرگونی ارزشها بود...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نیچه &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;در ردیابی تاریخی اخلاق به این نتیجه می رسه که دو نوع اخلاق وجود داره «اخلاق بزرگان »که بر اساس اون ،اخلاقیاتی که برزگ منشانه واز سر اقتدار و شکوه می باشند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;،«خوب»و اخلاقیاتی که ارمغان آور ذلت و زبونی باشن و عاری از شکوه ،به عبارتی متضاد «خوب»باشن ،«بد» محسوب می شن و در رده «اخلاق بردگان و گله صفتان»قرار میگیرن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;این تصور از اخلاق در زمان یونانیان باستان وجود داشت و مطابق با آن غرور و جاه طلبی و شجاعت و خود پسندی وعدم تمکین و عدم سازگاری با ظالمین ومتجاوزین و رفتارهایی از این قبیل ،تایید کننده زندگی و معیارهایی ارزشمند بودن .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;با ظهور یهودیت و مسیحیت&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;این روند تغییر کرد .اخلاقیاتی مثل رحم، تواضع ،سازگاری وتحمل سختیهاتحمیل شده و.... که در زمره «اخلاق بردگان »قرار می گرفتن،ارزش محسوب شدن .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;و در مقابل «اخلاق بزرگان »خلع درجه شده و به پرتگاه «ضد ارزشها »سقوط کردن وبعدها دچار استحاله شده وتبدیل به مصادیق «گناه »،«شر»و«کفر»هم شدن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;اما این تغییرات در سایه وجود خداوند بود که انجام شد.یهودیان و مسیحیان برای توجیه این کودتا! ناچار به معرفی یک مرجع فرا فردی بودن که این ارزشها رو به اون نسبت بدن و این مرجع کسی&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;نبود جز خدا .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;نفرت ازبزرگان و قدرتمندان باعث این کودتا شد&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و به عقیده نیچه این در واقع نفرت و انزجار از انسانیت و تمام&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;توانا ییهایش بود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نیچه با اعلام مرگ خدا قصد داشت انسان رو از قید و بند اخلاق بردگان آزاد کنه و با دگرگونی ارزشها و نهادینه کردن اخلاق بزرگان انسانها رو به سوی «ابر انسان» هدایت کنه.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;او در کتاب&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;”&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; چنین گفت زرتشت &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;“&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به تشریح آموزه های خودش از زبان «زرتشت» می&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;پردازه و به انسانها توصیه می کنه که سر از آخورهای آسمان در بیارن و همه چیز رو در زمین جستجو کنند...از نیکان و عادلان (دین مداران )دوری کنند و خودشون رو از «ذهنیت گله ای»رها کنند وسر در بیابانهای بی خدا بگذارند...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نیچه به غیر از ردیابی تکوین اخلاق ،اولین کسی بود که نسبیت رو وارد اخلاق کرد:نیک و بد انتزاعی وقابل تعریف وجود نداره چرا که «نیک» برای انسانهای متفاوت تعاریف بسیار متفاوتی می تو نه داشته باشه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;و به همین ترتیب هم«بد» از نظر من با«بد» از نظر دیگران متفاوت خواهد بود .من باید به نیک و بد خودم عمل کنم و تو هم باید به نیک و بد خودت واین یعنی اینکه اخلاق نسبی است و نه مطلق.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;به علت همین نسبی گرایی و عدم تن در دادن به فراروایت ها (روایت های کلان نظیر ادیان که داعیه جهان شمولی دارند و وعده سعادتمند کردن انسان رو می دن )در فلسفه نیچه هست که او رو به وجود آورنده اولین جرقه های پست مدرنیسم می دونن.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;او که یکی از پر خواننده ترین فیلسوفها خصوصا&quot; در ایران هست در توجیه فلسفه اش می گه :به یاد داشتن عقاید و آموزه ها ی من به اندازه&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;کافی دشوار هست ، به یاد داشتن دلایلم برای اونها پیشکش!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&amp;nbsp;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Arial; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Georgia, Times New Roman, Times, Serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;راستی اون ماجرایی که اول داستان تعریف کردم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;یکی از سکانسهای تاثیر گذار فیلم جن گیر هست .درباره اون کشیش هم باید بگویم که همین حادثه باعث می شه که او دست از اعتقادبه خدا وعبادت او بر داره...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 Sep 2006 08:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زخمهای فلسفی یا فیلسوفهای زخمی ؟</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در هیچ&amp;nbsp; کشوری به اندازه ایران با انبوه جوانان فلسفه دوست مواجه نشده ام . مخاطبان سخنرانی های من همیشه پیرمردهای آکادمی ها هستند .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;یورگن هابرماس ـ فیلسوف آلمانی &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سخنرانی در سالن فردوسی دانشگاه تهران &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۲&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;کانت تاثیر گذار ترین فیلسوف دوران نو ، توی یک خانواده تهی دست رشد کرد .او هرگز از شهر خودش بیرون نرفت . اغلب عمر خودش رو در کنار پنجره ای توی خونش می نشست و آرای فلسفی خودش رو می نوشت . در کل زندگی کسالت بار و یکنواختی داشت . اما او ایمانوئل کانت بود ، یک چهره انقلابی در فلسفه .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۳&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در زندگی زخمهایی هست که روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;صادق هدایت ـ بوف کور&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۴&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;زندگی کارل مارکس ابتدا در فقر سپری شد و بعدها که کمی مایه دار شد تمام بدنش شروع کرد به جوش زدن و استعمال تریاک و آرسنیک هم برای درمان بی تاثیر بود . او در سال &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۸۸۳&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; بر اثر ابتلا به برونشیت مرد . او تقریبا هیچوقت طعم آسایش رو نچشید .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۵&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به طور کلی افرادی که اهل&amp;nbsp; اندیشه و تفکر و مشتقات اون نظیر مطالعه&amp;nbsp; و ... هستند ( افراد درون گرا ) کمتر اهل تحرک و جنب و جوش و سروصدا هستند ( بر خلاف افراد برون&amp;nbsp; گرا ) افراد منزوی و گوشه&amp;nbsp; گیر بیشتر اهل کاوش در درون خودشون هستند و این موضوع در افراد برون گرا کمتر دیده میشه .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۶&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جان استوارت میل فیلسوف انگلیسی و مشهورترین نماینده مکتب &quot; اصالت فایده &quot; در کودکی و نوجوانی تحت آموزشهای طاقت فرسای پدر بی احساسش بود و بعدها به این نتیجه رسید که هیچ گاه بچگی نکرده . او در بیست ساگی دچار افسردگی شد و به این نتیجه رسید که هر گز یاد نگرفته که از&amp;nbsp; احساساتش استفاده کنه .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۷&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فکرش رو بکنید که چقدر خنده&amp;nbsp;دار میشه : تصور نیچه در حالی که صورتش رو رنگ کرده و در استادیوم ورزشی در حال شیپور زدن و هواداری از تیم محبوبش هست . و یا در نقطه مقابلش پارادوکس و تضاد خنده داری وجود داره در یک فوتبالیست مشهور که در عین&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; حال شدیدا اهل مطالعهء آثار فلسفی و طرفدار عقاید سورن کیرکه گارد&amp;nbsp; هست !!&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۸&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;صحبت از سورن کیرکه گارد پدر اگزیستانسیالیسم شد ... او در تنهایی خودش خیلی افسرده بود . او در زندگی زناشویی شکست خورد و از همسرش جدا شد ... او که در طول زندگی اش نا شناس مونده بود در سال &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۸۵۵&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; یه روز&amp;nbsp; توی خیابون از حال رفت و مرد ... مرگی در نهایت انزوا ... &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۹&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;افراد منزوی و افسرده زمان و استعداد کافی دارند تا به سوالات ومسایل فلسفی درون خودشون فکر کنند . اونها از بازی کردن با زخمهای&amp;nbsp; کهنهء فلسفی لذت می برند . و همین علاقه ، اونها رو بیشتر به تنهایی علاقمند می کنه . این در حالیست که افراد برونگرا و پر تحرک وقت و انرژی اضافی ندارند که صرف &quot; این چیزها &quot; کنند .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۰&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;فردریش نیچه در &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۵&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; سالگی پدرش رو ازدست داد . تمام عمر از سردرد و حالت تهوع شدید رنج می برد . خلاقانه ترین سالهای عمر او ، سالهای اوج ناخوشیش بود . در سال &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۱۸۸۸&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; نشانه های جنون در نیچه ظاهر شد و یک سال بعد جنون او رو از پا انداخت .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۱&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;افسردگی بین ملت ایران و خصوصا جوانان بیداد می کنه . نبود امکانات تفریحی مناسب و در خور ، نبود و یا کمبود بهانه های تخلیه انرژی های درونی و هیجانات ، جدی نگرفتن جشنهای ملی و در مقابل تبلیغ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; عزاداری و گریه از رسانه های عمومی ، وجود محدودیتهای شرعی و عرفی و سیاسی در ابراز شادی جوانان ، همه و همه جوانان ما رو به افرادی سرخورده و افسرده و بی حال و کم تحرک تبدیل کرده ....&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۲&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لودویک وینگنشتاین مشهورترین فیلسوف زبان قرن بیستم هست ... او علی رغم شهرت و ثروت همیشه به خاطر تمایلات همجنس گرایانه اش رنج می کشید ... و مجبور به سرکوب این نیاز در درون خودش بود ... این&amp;nbsp; تعارض به افسردگی شدید و پردامنهء او انجامید و بارها تصمیم به خودکشی گرفت .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۳&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;همه ما خیلی خوب می&amp;nbsp; دونیم که پیشرفت گروههای تحقیقاتی و&amp;nbsp;کلاسهای درس و سایر تیمهایی که به صورت مختلط ( دختر و پسر ) فعالیت می کنند خیلی بیشتر از پیشرفت گروههای مشابه اما با تفکیک جنسیتی ( فقط دختر و یا فقط پسر ) هست . نا دیده گرفتن تاثیر ارتباط با جنس مخالف در ایجاد تحرک و هیجان و سرزندگی و پیشرفت به عقیده من یک حماقت بیش نیست ... این هم یکی دیگر از مشکلات ماست .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۴&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;آمار و ارقام باورنکردنی کاربران فارسی زبان و ایرانی سایتهایی نظیر&amp;nbsp; یاهو و اتاقهای در حال انفجار گپ و گفتگوی فارسی یاهو نشاندهنده یک کمبود و نادیده&amp;nbsp; گرفتن یک نیاز در ایران هست : ارتباط با جنس مخالف .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۵&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;جوانان اروپایی و امریکایی برون گرا هستند . اهل تفریح و شادابی و سرزندگی . در کنسرتهای موسیقی و دیسکو ها و&amp;nbsp;کازینو ها شرکت می کنند و هیجان خودشون رو خالی می کنند . مدام در حال تحرک و فعالیت هستند . اونها فرصتی ندارند که به مسایل فلسفی فکر کنند ... اونها دلیلی برای شناختن یورگن هابرماس هم نمی بینند چه برسه به شنیدن حرفهاش .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۶&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در اروپا و امریکا مخاطبان سخنرانی های فلسفی پیرمردهای آکادمی ها هستند و در ایران جوانان .... آیا&amp;nbsp;&amp;nbsp; این یک خبر خوشایند هست یا یک خبر ناگوار ؟!&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;۱۷&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 36pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ناخوشی دنیای جدیدی در من تولید کرد ، یک&amp;nbsp; دنیای ناشناس و محو و پر از تصویرها و رنگها و میلهایی که در حال سلامت نمیشود تصور کرد ....&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: left&quot; align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;صادق هدایت ـ بوف&amp;nbsp; کور &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Jul 2006 15:07:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جنبش سورئالیسم : دنیای جذاب دیوانه های خوابگرد !</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خیلی ها علاقه دارند سورئالیسم رو میعادگاه رسمی دیوانگان بنامند . عنوانی که خود سورئالیستها هم شاید با اون موافق باشند . اگر بخوام از نحوه شکل گیری این مکتب و تاریخچه اون بنویسم باید کمی به عقب برگردیم . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بعد از جنگ جهانی اول سرخوردگی ، یاس و ناامیدی مفرطی دنیای هنر و ادبیات رو احاطه کرد . خشونت بی حد و حصری که در جنگ وجود داشت روح لطیف هنرمندان و نویسندگان و شاعران رو خراشید و منجر به سر خوردگی اونها از &quot; منطق &quot; شد . و این موضوع باعث بوجود اومدن مکاتبی نظیر &quot; دادائیسم &quot; شد . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;دادائیستها برای نشون دادن ناامیدی خودشون شیوه عجیبی رو ارائه دادند . اونها نویسندگان رو تشویق می کردند که کلمات روزنامه ها رو با قیچی ببرند و درون یک کیسه بریزند و بعد به تصادف اونها رو از کیسه خارج کنند و کنار هم ردیف کنند و جملات و نوشته هایی رو که به این شیوه بوجود آوردند ، یادداشت کنند . جملاتی عاری از هر گونه مفهوم عقلی و منطقی که اتفاقا&quot; بعضا&quot; جالب هم می شدند . دادائیستها پیشنهادات مشابهی رو هم در سایر هنر ها از مجسمه سازی و نقاشی گرفته تا موسیقی ارائه دادند . خلق آثار &quot; ضد هنری &quot; به شیوه ای کاملا تصادفی و بدون هیچ پیش زمینه و یا منطق خاصی . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;پوچ گرایی مطلق و ناامیدی شدیدی که در مکتب دادائیستها به چشم می خورد با عث شد که این مکتب بعد از چندی طرفداران خودش رو از دست بده . اما نگرش انقلابی دادائیستها منجر به بوجود اومدن مکتب اصیل و انسانساز سورئالیسم شد . مکتب هنری انقلابی و جذابی که حتی امروز هم طرفداران پروپا قرص خودش رو داره و هر بیننده ای از دیدن آثار اون به وجد میاد . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سورئالیستها معتقدند که هنر نباید زاییده ضمیر خودآگاه و هوشیار انسان باشه . منظورم اینه که اونها مخالف هر گونه دخالت و نظارت عقل هوشیار انسان در خلق آثار بودند . به اعتقاد سورئالیستها هنر حقیقی و بی نقص باید زاییدهء ضمیر ناخودآگاه انسان باشه . یک هنر مند زمانی که ضمیر ناخودآگاهش بیدار هست ، مثلا زمانی که چند قرص والیوم پنج خورده و یا زمانی که در یک خواب عمیق و سنگین هست و برای چند لحظه بیدار میشه در حالی که هنوز گیج&amp;nbsp; و منگ هست و به خواب احتیاج داره و یا وقتی که در حالت تب و هذیان هست ، باید آثار خودش رو خلق کنه و این آثار باید اونقدر خلق الساعه و آنی باشند که از هر نوع ویرایش توسط عقل در امان باشند . اگر کسی موفق بشه چنین اثری رو بدون دخالت ذهن هوشیار خلق کنه ، تونسته یک اثر سورئال رو بوجود بیاره .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در حالت خواب و رویا و یا سایر مواقعی که ضمیر ناخودآگاه انسان بیدار هست ، غیر از جریان سیال ذهن بدون دخالت عقل ، شاهد یک اتفاق جالب دیگه هم هستیم که بسیار مورد علاقه سورئالیستهاست : آمیختگی تجربیات .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بسیاری از ما در خوابهامون این آمیختگی تجربیات رو شاهد بودیم : گربه هایی که در عین حال عمه های ما هم بودند و اسبهایی که مثل انسان روی دوپا راه میرن و مشروب می خورن ، یا جلسات بحث فلسفی که توی دستشویی خونمون برپا شده و یا در شکل سورئال تر اون باغچه خونمون در عین حال قسمتی از نقشه شاخ افریقا بوده و یا لباس خواهرمون قسمتی از پردهء پنجره هم بوده و ..... &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;استفاده از تکنیک آمیختگی تجربیات در کنار جریان سیال ذهن به بهترین شکل در آثار&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://www.surrealism.org/dali%20.gif&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;سالوادور دالی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;نقاش مشهور سورئالیست دیده میشه . او در تابلوی &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.popartuk.com/g/l/lgpd827.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://www.popartuk.com/art/salvador-dali/apparition-of-a-face-and-fruitdish-1938-pd827-print.asp&amp;amp;h=320&amp;amp;w=452&amp;amp;sz=20&amp;amp;tbnid=jU2KcmpZg_3tmM:&amp;amp;tbnh=87&amp;amp;tbnw=124&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=18&amp;amp;prev=/images%3Fq%3Ddali%2B%252B%2B1938%26svnum%3D10%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DG&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;شبح صورت وظرف میوه کنار ساحل ( 1938 )&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ظرف میوه ای رو ترسیم کرده که با کمی دقت می فهمیم که صورت یک انسان هم هست و در عین حال میوه هاش بدن یک سگ رو تشکیل میدن و چشمهای شبح ، صدفهای ساحل هستند . سگی که توی تابلو دیده میشه ترکیبی از چند کوه و میوه های ظرف هست که قلاده او در عین حال پل بین دو کوه هم هست . نقاشی های دالی پر از این پازلهای زیبا و در عین حال بهت آور هست . از زیبا ترین تابلوهای دالی می تونم به : زرافه شعله ور ، دوام حافظه ( ساعتهای نرم ) ، خواب ، گاری ساحلی و .... اشاره کنم . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;قبل از سالهای میانی دهه &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۳۰&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; میلادی سورئالیستها معتقد بودند که رمان برخلاف شعر نمی تونه در شکل نظریه های سورئالیستی حرکت کنه . منظورم اینه که به عقیده اونها ما می تونیم یک شعر سورئال خلق کنیم اما رمان به دلیل چارچوبی که داره و خط سیر و شخصیت پردازی و زمان و مکانی که داره نمی تونه با استفاده از تکنیکهای سورئالیسم خلق بشه و در واقع خلق رمان سورئال غیر ممکن هست . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حدود دهه &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۳۰&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; میلادی که رمان بوف کور نوشته صادق هدایت به فرانسه ترجمه شد ، آندره برتون رهبر سورئالیستها حرف خودش رو ( در باره رمان سورئال )&amp;nbsp; رسما&quot;&amp;nbsp;پس گرفت و در یک سخنرانی رسمی بوف کور رو یک شاهکار تمام عیار و یک رمان کاملا سورئال نامید . او عنوان کرد که اگر چیزی به نام شاهکار وجود داره ، رمان بوف کور هست . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در بوف کور هم ماشاهد وهم گرایی قهرمان داستان هستیم . فضای تب آلود و مالیخولیایی شدیدی بر داستان حاکم هست ، مرز بین رویا و واقعیت ، توهم و حقیقت غیر قابل تشخیص هست و راوی داستان اصالت خاصی برای توهمات&amp;nbsp; و رویاهای خودش قایل هست و ما شاهد در آمیختن تجربیات راوی داستان به زیباترین شکل هستیم . من بعد از &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۵&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; بار مطالعه این اثر ، عاشق اون شدم و اعتراف می کنم که تابحال هیچ نوشته ، شعر و رمانی به اندازه بوف کور منه رو مبهوت و مجذوب خودش نکرده .....&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سورئالیستها با رفتارهای عجیب و غریب و آثار نا متعارفشون دنیای هنر و ادبیات رو شوکه کردند . تابلو های عجیب و غریب سالوادور دالی در کنار دیوانگی هایی که خاص خودش بود ، یا فیلمهای عجیب و ترسناک لوئیس بونوئل و یا نوشته ها و اشعار آندره برتون ، در عین اینکه مخاطب رو گیج و مبهوت می کنند ، در او احساس عجیبی رو زنده می کنند . احساسی شبیه توهم و یا خواب تجسم یافته . در میان شخصیت های سورئالیست ، دالی جایگاه ویژه ای داره . رفتار های عجیب و گاه کودکانه او ، نقاشی های بهت آور و گیج کننده اش ، همه و همه دیوانگی این نقاش رو بیشتر اثبات می کنند . خود دالی در کتاب &quot; خاطرات یک نابغه &quot; می نویسه : تنها تفاوت من با دیوانه ها این است که من دیوانه نیستم !&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;او بعقیده من نقاشی است که تونسته خواب رو روی بوم نقاشی به تصویر بکشه . آشفتگی هایی که در هنگام خواب دیدن ، ما رو احاطه می کنه و هیچ منطقی برای اونها وجود نداره در تابلوهای دالی هم دیده میشه . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;وقتی دالی برای اولین بار وارد نیویورک شد ، نونی به درازای دو متر در دست داشت و در حالی که مگسهای مصنوعی به لباس عجیبش آویزون بودند ، به نان گاز می زد و در شهر قدم میزد .او در یک برنامه تلویزیونی که قرار بود از مانیفست سورئالیستها صحبت کنه ، &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; ساعت تمام در ستایش سبیلهاش و مدل اونها و اینکه چطور موقع خواب از اونها نگهداری می کنه حرف زد ! دالی در اثر مشهوری تابلوی لبخند ژوکوند داوینچی رو کشیده و سبیلهای خودش رو روی صورت مونالیزا طراحی کرده . در یک مراسم رسمی دالی در حالی که لباس قواصی به تن و کلاه خود بر سر داشت به سخنرانی پرداخت .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لوئیس بونوئل و سالوادور دالی با همکاری هم فیلم &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;۲۰&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; دقیقه ای سگ آندلسی رو ساختند . از صحنه هایی که در این فیلم دیده میشه می تونم به : گاوی که روی کاناپه لم داده ، جنازه یک خر مرده روی پیانو ، صحنه بریده شدن چشم به وسیله تیغ صورت تراشی ، میزهای ناهار خوری که صندلی های اون توالت فرنگی هستند و .... اشاره کنم .یک اثر خلق الساعه و سرشار از آمیختگی تجربیات در ناب ترین شکل ممکن .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;لوئیس بونوئل در جایی گفته : آتش زدن یک موزه برای من خیلی جذاب تر از برپا کردن اون هست .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;اما من اگر روزی صاحب یک آپارتمان شخصی بشم ، هیچ گزینه ای مناسب تر از تابلوهای دالی برای پوشاندن دیوار های اتاقها ندارم . &lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;سورئالیسم و دنیای وهم گرایان به قدری جذاب و تو در توست که نمی شه گفتنی هاش رو در یک یادداشت خلاصه کرد . .... شاید بعدها بیشتر به اونها اشاره کردم .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;شب خوش .&lt;/SPAN&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT size=4&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial size=3&gt;&lt;FONT size=4&gt;۱ . برای دیدن تابلوهی دالی میتونید کتاب نقاشی هاش رو از انقلاب بخرید و یا در قسمت تصاویر گوگل سرچ کنید : dali&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;۲ . برای درک بهتر فضاهای سورئال خوندن بوف کور هدایت رو شدیدا&quot; توصیه می کنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;۳ . شعر سورئال ( فدریکو گارسیا لورکا ) رو فراموش نکنین .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=Arial size=4&gt;۴ . در همین راستا به وبلاگهای زیر هم سر بزنین :&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://sizif29.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;سورئالیسم از نوع شکلاتی&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;،&lt;FONT color=#00ff00&gt;&lt;U&gt; &lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.surreal.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;نظم سورئال&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Jun 2006 16:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای ما و پست مدرنیسم ....... ( قسمت دوم )</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot; color=#00ff00 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;پست مدرنیسم : سبد خریدی از معماری ، هنر ، فلسفه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff&gt;بسیاری از اندیشمندان جرقه های پست مدرنیسم رو&amp;nbsp; در تفکرات کیرکه گارد و نیچه رد یابی می کنند . درواقع وقتی که صحبت از کیرکه گارد به میون میاد نا خودآگاه به یاد بزرگترین ایده او یعنی اگزیستانسیالیسم می افتیم .قبلا درباره اگزیستانسیالیسم در پست محکومین به آزادی صحبت کردم . مکتبی که انسان و هر وجود لنفسه ( برای خود ) ی رو مطلقا آزاد می دونه که با بی شمار حق انتخابی که داره تنهاست و این آزادی برای او اضطرابی رو به ارمغان آورده چرا که او در برابر انتخاب خودش مسئول هست .... &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;اما نیچه ، فیلسوفی پر خواننده که هنوز فرصت نشده در باره عقایدش بنویسم . اما شاید بدونید که نام او مترادف است با مفاهیمی از قبیل : مرگ خدا ، نسبیت در اخلاق ، دگرگونی ارزشها ، تعریف نا پذیری نیک و بد و .............. .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;از اونجا که جوانه های پست مدرنیسم رو در عقاید این دو فیلسوف جستجو می کنند ، چنین بر میاد که مفاهیمی از قبیل : نسبی گرایی ، خود مختاری ، عدم قطعیت و ابهام و بلاتکلیفی از مشخصه های نگرش پست مدرن هستند . در واقع پست مدرنیسم همه این چیزها بعلاوه بسیاری چیزهای دیگر است . پست مدرنیسم وضعیتی است که مهمترین مشخصه های اون عبارتند از : کثرت گرایی نهادینه شده ، تنوع و گوناگونی ، عدم انسجام ، تعریف ناپذیری مفاهیم ، عدم تعین و همتراز شدن سلسله مراتب و عدم وجود طبقه بندی . و در یک کلام نهادینه شدن ویژگی هایی که مدرنیته در پی حذف اونها و یا حداقل مستور کردن اونها بوده : مفاهیمی چون جهانشمولی و یکپارچگی و روشنی و ضوح جای چندانی در نگرش پست مدرن ندارند . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;شایدبشه دنیای پست مدرن رو بیشتر با نداشته ها و فقدان هاش شناخت . دنیای پست مدرن به تعبیر ژان بودریار ( جامعه شناس و&amp;nbsp;فیلسوف فرانسوی ) دنیایی است که هویت اون فقدان است . فقدان طبقه بندی ، فقدان روشنی و وضوح و فقدان عامل تایید کننده رفتار ، فقدان قانونگذاران و عاملان اجرا ، فقدان مرجع فرافردی مقتدری که جاه طلبی جهانی داشته باشد و .... . دنیایی که من علاقه دارم از اون با نام دنیای دیوانهء دیوانهء دیوانه یاد کنم .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;پست مدرنیسم تعاریف و تعیین تکلیفهای مدرنیسم رو به استهزا می گیره و از زیر اونها شانه خالی می کنه . اگر نگرش مدرن اصرار داره که عملی طبق &quot; تعریف &quot; بد است و عملی دیگر طبق &quot; تعاریف &quot; خوب ، پست مدرنیسم پیام آور این هست که تعریف کردن هر مفهوم به طور مطلق ، ابلهانه است بلکه همه چیز به طور نسبی قابل تعریف هست . مفاهیمی چون : زیبایی ، زشتی ، خوب ، بد و .... مفاهیمی هستند که مرجع واحدی برای تعریف اونها وجود نداره و هر کس به تنهایی مرجعی است برای تعریف این مفاهیم . مرجعی که هیچ تفاوتی با دیگر مراجع از نظر اعتبار ندارد . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;با یک نگرش پست مدرن دیگر دلیلی ندارد که طبق &quot; تعاریف &quot; پاچه سفید رو با نخ سفید بدوزیم تا زیبا بشه بلکه لباس سفید با خط دوخت های سیاه هم نوعی از زیبایی است .نگرش مدرن این موضوع رو برنمی تابه که سیمها و کابلها و سوکتها و پیچ و مهره ها ودریک کلام دل و روده یک کیس کامپیوتر دیده بشه ، این مدل یک مدل بی نظم هست که بایدبا یک روکش فلزی همرنگ کیس پوشانده بشه و کیس کامپیوتر به شکل یک مکعب مستطیل یک نواخت و یک دست در بیاد . این درحالی است که نگرش پست مدرن ابایی از دیده شدن دل و روده کامپیوتر نداره و کیس رو از جنس شفاف مثل شیشه می سازه تا درونش با تمام بی نظمی هاش ! دیده بشه . معماری مدرن آپارتمانهای مکعب شکل رو میسازه که اولا تمام طبقات اون هم شکل و یکسان هستند . و ثانیا از حداکثر فضای مفید برخوردارند . اما معماری پست مدرن ؛ خلاقیت فردی رو فدای استفاده مفید از فضا نمی کنه وساختمانی میسازه با اتاقهایی مرکب از دایره&amp;nbsp;و مثلث که با وجود فضای غیر مفید ، زیبا تر و جذاب تر از اون قوطی کبریتهای یکسان هستند . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;در برج گلدیس که در فلکه دوم صادقیه در تهران خودنمایی می کنه بسیاری از واحد ها مثل زیر شیروانی هستند . یعنی به شکل نصف هرم ، اما خوب ، نمیشه از زیبایی این برج صرف نظر کرد . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;در حیطه اخلاق ، پست مدرنیسم شبیه بازاری است مالامال از کالا که می توانند خریده شوند و برای خریده شدن اونها بهایی پرداخته شود . فقدان قطعیت در مورد اینکه کدوم کالا به خریدش می ارزه و کدوم یکی ارزش خریدن نداره ، در این بازار خودنمایی میکنه . مرجع این قطعیت فقط شخص خریدار هست چرا که ارزش کالا ها ( انتخاب ها ) به طور نسبی تعریف می شوند . در حیطه معماری همونطور که مثال زدم معماری پست مدرن ، هنر آمیختن مدرنیسم و سنت ، بدون در نظر گرفتن منطق کارکردی فضاست . ساختمانهایی نظیر برج گلدیس در آریاشهر ، نمونه ای از این معماری هستند . ساختمانی که نه شباهتی به آپارتمانهای مدرن دارد و نه شباهتی به بناهای سنتی . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;زیگمونت باومن در مقدمه کتاب &quot; اشارتهای پست مدرنیته &quot; بیان می کند که : پست مدرنیسم بیشتر حالتی از ذهن است . اون هم حالتی از ذهنهایی که عادت دارند ( یا مجبورند ؟ ) در خود تامل کنند ، درون خودشون رو بکاوند و آنگاه اعلام کنند که چی پیدا کرده اند . حالت ذهن فیلسوفان ، اندیشمندان اجتماعی ، هنرمندان و .... . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;نگرش پست مدرن بیشتر اصرار بر خصوصی کردن دغدغه ها ، ترسها ، عقاید و تعریفها داره . این خصوصی کردن ها به بوجود آمدن &quot; اجتماعات تخیلی &quot; منجر میشوند که بحث اون از حوصله این یادداشت خارج است . شاید در آینده و در یادداشتهای بعدی کدهای بیشتری رو برای شناخت بهتر این نگرش ارائه دادم . &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;باز هم طولانی شد .... مرسی که وقت گذاشتید .&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 May 2006 17:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای ما و پست مدرنیسم ......( قسمت اول )</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از همین ابتدا بگم که هدفم از نوشتن یادداشت در باره پست مدرنیسم به هیچ عنوان چیزهایی نظیر بالابردن اعتبار وبلاگم نیست . بلکه قصد دارم با هم ( من هم در کنار شما ) بیشتر با این نگرش&amp;nbsp;آشنا بشیم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اینکه چرا باید از پست مدرنیسم صحبت کنیم روشنه : پست مدرنیسم نگرشیه که خواه نا خواه وارد زندگی ما شده و یا خواهد شد . دخالت نگرش پست مدرن در زندگی ما اجتناب ناپذیره و به صورت سرنوشتی محتوم دراومده . اما روایت کردن پست مدرنیسم کار ساده ای نیست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;منظورم اینه که ارائه یک تعریف منسجم برای پست مدرنیسم که ناپیوستگی و عدم انسجام مشخصه اصلی و ممتاز اون هست کار ساده ای نیست .اما به دلیل اهمیتی که برای این نگرش قایل هستم سعی کردم که در چند یادداشت آینده ، کدهایی رو ارائه بدم که مارو در شناخت این موضوع راهنمایی کنه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;از اونجایی که به اعتقاد خیلی از اندیشمندان ، مدرنیته بستر و زادگاه نگرش پست مدرن محسوب می شه لازم می دونم که اول مختصری در باره مدرنیته بنویسم . نگرشی که شاید خیلی از ما تعریف دقیق اون رو نمی دونیم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff00&gt;مدرنیته : سفری به سوی زندان&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;توماس هابز فیلسوف انگلیسی در قرن هفدهم ایده هایی رو مطرح کرد که به نوعی عصاره روح مدرن رو در بر داشت . هابز معتقد بود که انسان قبل از بوجود اومدن تمدن در &quot; وضع طبیعی &quot; به سر می برد . زندگی در وضع طبیعی بدون هنر و ادبیات و جامعه ، توام با هراس و خطر مرگ و به عبارت دیگه &quot; کوتاه و ددمنشانه &quot; از طرفی هابز این موضوع رو مطرح کرد که حالت طبیعی جهان سیالیت ، حرکت و نوسان هست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;انسانها باید برای حمایت در برابر وضع طبیعی و نیز مهار این نوسان و سیالیت جهان ، وارد &quot; قرارداد اجتماعی &quot; شوند . تا بتوانند با بوجود آوردن نظم اوضاع رو کنترل کنند و در نتیجه منافع خودشون رو حفظ کنند . ( کردند ؟ ) هابز عنوان کرد که نظم ناشی از قرارداد اجتماعی ، نظمی که مخلوق انسان هست ، تنها راه رسیدن به زندگی مناسب و درخور هست . برای حمایت در برابر وضع طبیعی باید نظمی نو بنا نهاد . در میان پرده کوتاهی که بین نظم الهی ( وضع طبیعی ) و نظم بشری ( جرقه های مدرنیسم ) بوجود اومد ، از تنوع و گوناگونی استقبال شد و فرهنگ انسان مدار برای دوره کوتاهی ( یک نسل ) ظاهر شد . استقبال از نظر مخالفین ، کثرت گرایی ، نسبی بودن حقیقت ، برای مدت کوتاهی ظهور داشتند و سپس سرکوب شدند . تا بعدها دوباره از اونها استقبال بشه . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;بعد از جنگهای دینی ، از جذابیت این تنوع و کثرت گرایی و نسبی گرایی کاسته شد و تنوع شبیه آشوب ، شکاکیت شبیه فساد ، و مدارا شبیه سرنگونی دیده شد . و این سرآغاز شکل گیری جهانشهر مدرن بود .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;سیاستمداران و حاکمان اجتماعی که مسئول حمایت از قراردادهای اجتماعی بودند سعی کردند با تلاش نظم دهنده خودشون ، مدل فکری جهان منظم رو اجرا کنند . نگرش مدرن ، نگرشی بود قانونگذار ، تعریف کننده ، و طبقه بندی کننده . اختلاف عقیده در این نگرش محکوم و نامشروع بود .دولت های مدرن شکاکیت رو به مثابه جهل و سو ء نیت تعبیر می کردند . دیدگاه متفاوت و حالتهای نا متعارف رو خلع درجه می کردند . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شاید زمانی که بندیکت اسپینوزا فیلسوف هلندی عقیده داشت : &quot;اگر من حقیقت رو بدونم و تو نسبت به اون جاهل باشی ، وظیفه اخلاقی منه که تو رو &lt;FONT color=#00ff00&gt;وادار&lt;/FONT&gt; به تغییر افکار&amp;nbsp;و اعمالت کنم . خودداری من از این کار به معنای خودخواهی و نا آدمیت هست . &quot; در واقع داشت سند حقانیت و رسالت مدرنیته رو امضا می کرد .سندی که بعدها دلیلی شد برای مبارزه با نسبی گرایی . از نظر نظم بشری که &amp;nbsp;متکی بر عقل بود مدارا امری بود نا شایست و غیر&amp;nbsp;اخلاقی . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به این ترتیب دنیایی به وجود اومد که اراده و تدبیر در اون حکومت می کرد .&amp;nbsp;بر خلاف دنیای قدیمی ( وضع طبیعی ) که سرنوشت حاکم اون بود .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در&amp;nbsp;بستر این نظم ساخت بشر ، انسان می&amp;nbsp;بایست &amp;nbsp;با آموزش و تمرین به اهداف خودش دست پیدا کنه . ظهور شهرهای مدرن با خیابونها و میدانهای منظم و ساختمانهایی با اشکال هندسی منظم تلاش دیگری بود برای مقابله با بی نظمی . شهرهایی که در اونجا جایی برای ولگردان و اوباشان و بی خانمانها نبود چرا که اونها از مصادیق بی نظمی محسوب می شدند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در واقع مدرنیته بر مبنای این باور استوار شد که : &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۱ - نظم ساخته دست بشر است و در مقابل اون وضعیت وحشتناک طبیعی است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;۲ - این نظم بشری آسیب پذیر هست و بنابراین نیازمند نظارت دایم و سیاست گذاری است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;همونطور که می بینید این تعریف از نظم آشکارا تعریفی سیاسی و اجتماعی است . از دیدگاه مدرنیته تفاوت غیر مجاز&amp;nbsp;،&amp;nbsp;دشمن اصلی محسوب میشه و باید تبدیل به شباهت بشه . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;تلاش مدرنیته برای رسیدن به این ساختار در واقع تلاشی بود برای رسیدن به جامعه ای تمایز یافته ، سلسله مراتبی و طبقه بندی شده . ( طبقاتی ؟ ) &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;و در نتیجه به نوعی منزوی . جامعه ای منظم و تحت حمایت عقل که ساکنین اون هم خوشبخت تلقی میشوند . چراکه وظایف تعریف شده خودشون رو به درستی میشناسند و محیط زندگی اونها با دقت کنترل میشه و از اون در برابر دشمنان حمایت میشه . همه چیز مرتب و طبقه بندی شده است . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;این تعاریف شما رو به یاد چه واژه ای میندازه ؟ اگر جواب شما &quot;&amp;nbsp;کمونیسم &quot; هست&amp;nbsp;درست حدس&amp;nbsp;زدید . منظورم اینه که کمونیسم&amp;nbsp;نقطه اوج مدرنیته محسوب میشه . آخرین و کامل ترین دست آوردی که مدرنیته برای بشر به ارمغان آورده . جامعه ای که جورج اورول در رمان ۱۹۸۴&amp;nbsp; به تصویر کشیده شاید جامعه آرمانی هست که مدرنیته قصد داشت به اون برسه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نظم و کنترل و نظارت و همسان سازی و طبقه بندی که از اون حرف زدیم فقط در یک جا به طور کامل و بی نقص قابل دسترسی و اجرا هست : زندان&amp;nbsp;!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به عقیده &quot; جرمی بنتام &quot; مدرنیته سفری دور و دراز به سوی زندان هست که البته هرگز هم به اونجا نخواهد رسید . شاید در جوامعی مثل روسیهء&amp;nbsp;استالین و یا آلمان هیتلر و یا چین مائو مدرنیته تا حدودی به مقصد نهایی&amp;nbsp;نزدیک شد ولی هرگز به طور کامل به این&amp;nbsp;مقصد نرسید&amp;nbsp;.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;......فکر می کنم&amp;nbsp;در یادداشتهای بعدی بتونم به&amp;nbsp;پست مدرنیسم بپردازم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مرسی که وقت گذاشتید .&lt;/STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 May 2006 17:26:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فلسفهء حضور ماتریکس : زندانی برای ذهن تو !</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شاید اگر دیوید هیوم فیلسوف اسکاتلندی ( قرن ۱۸ ) فیلم ماتریکس (۱) رو می دید ، از روی صندلی خودش بلند می شد و فریاد می زد : &quot; هورا .... این دقیقا&quot; همون چیزیه که من می گم !&quot;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;برای فهم فلسفهء دیوید هیوم و نیز توضیح فلسفی فیلم ماتریکس (۱) شاید لازم باشه اول در بارهء تجربه باوران توضیح بدم .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یک شاخه گل رو در نظر بگیرید ، اگر قصد داشته باشیم شناختی از این &quot; شئ بیرونی &quot; به دست بیاریم ، قاعدتا&quot; یک از راهها بررسی این گل با استفاده از حواس پنجگانه هست . یعنی دیدن ، لمس کردن و بوییدن این گل . و به این ترتیب ادعا می کنیم که به شناختی شهودی ( هرچند ابتدایی ) از این گل دست پیدا کردیم و این شناخت بر مبنای &quot; تجربه &quot; هست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;جان لاک فیلسوف انگلیسی ( قرن ۱۷ ) یکی از کسانی بود که سرسختانه از ایدهء&amp;nbsp; تجربه باوری دفاع می کرد . طبق نظریهء تجربه باوری لاک ، تمامی دانش بشر از تجربه حاصل میشه و تجربیات ما در بارهء جهان بیرونی ، با شکلها ، امتدادها و حرکتهاش به دقت نشون دهندهء خود اشیای بیرونی هستند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;جان لاک معتقد بود که حتی تصورات و توهمات ما هم از تجربیات ما ناشی میشوند .یعنی به عنوان مثال اگر من در ذهن خودم یک پری دریایی ( ترکیبی از ماهی و دوشیزه ) رو تصور کنم ، با وجود اینکه تا بحال چنین چیزی رو تجربه نکردم ( ندیدم ) اما خود این تصور حاصل ترکیب دو ایدهء تجربی با هم هست ( ماهی و دوشیزه ) .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دیوید هیوم اولین فیلسوفی بود که خیلی جدی با نظریات شک اندیشانهء خودش ، شوک بزرگی به تجربه باوران وارد کرد . ایدهء هیوم از این قرار بود که معرفت و شناخت ، ظاهرا&quot; حاصل تجربهء دنیای بیرون هست اما هیچ برهان عقلی مبنی بر وجود این دنیای بیرون وجود نداره ! منظور هیوم این بود که درسته که حواس و احساسات ما وجود دنیای بیرون رو با کیفتی خاص با ذهن ما مخابره می کنند ، اما آیا واقعا&quot; این اخبار که از اعضای بدن ما به ذهن ما می رسند ، مطابق با حقیقت هستند ؟ منظورم اینه که اگر اعضا دروغ بگن چی ؟ یا اصلا اگر عضوی در کار نباشه چطور ؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اگر تا اینجای بحث دوام آورده باشید و به سراغ وبلاگ دیگه ای نرفته باشید حتما&quot; کمی گیج شدید . موضوع رو بازتر می کنم :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;گلی رو که اول مطلب مثال زدم در نظر بگیرید . چشم ، بینی و حس لامسهء شما &quot; پیامها &quot; و سیگنالهای خاصی رو به مغز می فرستند و مغز بعد از تجزیه و تحلیل این پیامهای عصبـــــــی &quot; تصور &quot; ی از این گل رو در ذهن شما مجسم می کنه و ذهن شما این &quot; تصور &quot; رو&amp;nbsp; یک &quot; ملاک &quot; برای شناخت گل قرار می ده . حال در نظر بگیرید که مغز شما رو در یک آزمایشگاه فوق پیشرفته درون یک آکواریوم ( احتمالا&quot; حاوی یک مایع شفاف و لزج ) معلق کردن و سیمها و الکترودهای بیشماری به این مغز وصل کرده اند . این سیمها مسئول رسوندن &quot; پیامها &quot; یی از چند کامپیوتر به مغز هستند و کامپیوترها به مثابهء اعضای بدن ، اطلاعات و پیامهای عصبی رو بازسازی و به مغز منتقل می کنند و مغز طبق معمول پیامها رو دریافت و تجزیه و تحلیل می کنه ، بدون اینکه بدونه که این &quot; پیامها &quot; ساختگی و دروغ هستند . کامپیوترها ( به جای اعضای بدن ) به مغز گزارش میدن که او دارای بدن ( از بدن در فیلم ماتریکس ۱ به مثابهء &quot; خویشتن باقیمانده &quot; تعبیر می شه ) هست و در ساحل یک جزیرهء زیبا در حال گرفتن حمام آفتاب و نوشیدن آب پرتقال هست و مغز هم این رو باور می کنه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;دیوید هیوم عقیده داشت که &quot; تصور &quot; ما از یک چیز حاصل تـأثر ذهنی ماست . رنگ ، بو ، صدا ، لذت و درد نمونه ای از این تأثر ذهنی هستند و از اونجا که ما نمی دونیم دقیقا&quot; چه چیزی این تأثیرات رو بر ذهن ما گذاشته ( اعضای بدن و یا کامپیوتر ها ؟ ) بنابر این تعیّن عقلی برای چیزی که &quot; تصور &quot; می کنیم وجود نداره . یعنی اون گل فقط یک تصور هست و این دلیل عقلی بر &quot; وجود داشتن &quot; اون نیست !&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم ماتریکس فردی رو نشون میده که &quot; گمان می کنه &quot; اسمش توماس اندرسون هست و در سال ۱۹۹۹ در شهری بزرگ زندگی می کنه . او گمان می کنه که مو داره و دارای شغل هست ( تجسم از خویشتن باقیمانده ) و از همه مهمتر اینکه باور داره که به زندگی خودش کنترل داره و بنابراین به سرنوشت معتقد نیست . در حالی که بعد از آشنایی با مورفیوس ( که نام الهه خواب در یونان باستان نیز هست ) و دوستانش که تام رو با نام &quot; نئو &quot; خطاب می کنند ، می فهمه که تا بحال در رویا زندگی می کرده . رویایی که ماتریکس برای او ساخته . در حالی که &quot; حقیقت &quot; چیز دیگری هست : او در سال ۲۱۹۹ در دنیایی سیاه و غبار آلود که فقط بخش کوچکی از اون ( زایان ) قابل سکونت هست زندگی می کنه . مو نداره و نامش &quot; نئو &quot; هست&amp;nbsp; و به قدری فعالیت نکرده که ماهیچه هاش ضعیف و فرتوت شدن . در این دنیا تولد انسان در اثر یک پروسهء ماشینی انجام میشه و نه ( اونطور که ما &quot; تصور &quot; می کنیم ) در رحم مادر . هر انسان با سوراخی در پشت سرش ساخته میشه که از طریق همین سوراخ ماتریکس اطلاعات رو به مغز او منتقل می کنه و رویاهایی رو برای او شبیه سازی می کنه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در حقیقت ماتریکس برای ذهن نئو یک &quot; توهم هویت &quot; رو شبیه سازی می کنه . ماتریکس برنامهء قدرتمند کامپیوتری هست که به مثابهء یک زندان ذهنی عمل می کنه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مورفیوس سعی داره به ما بفهمونه که ذهن هر انسان در زندانی از &quot; پیامهای محبوس &quot; به سر می بره و این پیامها تصورات ، توهمات ، و حتی قوانینی رو برای ذهن ترسیم می کنند . هر وقت انسان موفق بشه از این زندان رها بشه ، به راحتی قادر هست قوانینی نظیر جاذبه رو ندیده بگیره . کافیست از ذهن خودش رها بشه و باور کنه که جاذبه چیزی جز یک توهم نیست ! و آنگاه از یک ساختمان بلند بپره !&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt; مورفیوس : باید بدانی که این قوانین نیز با قوانین سیستم کامپیوتر تفاوتی ندارند . به برخی می توان وابسته بود و برخی را می توان شکست .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در سکانسی از فیلم که نئو و مورفیوس در فضای ماتریکس هستند ، نئو مبلمانی رو لمس می کنه و میگه :&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;نئو : این که واقعی است . مورفیوس : چه چیز واقعی است ؟ تعریف تو از آن واقعی است . اگر در بارهء آنچه که می توانی احساس کنی یا ببویی یا مزه کنی یا ببینی ، کمی بیاندیشی ، به سادگی در میابی که چیزی جز یک پیام محبوس نیستند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یا در جای دیگه مورفیوس به نئو می گه :&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;ذهن توست که واقعیت را میسازد .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;ذهن به کمک پیامهای دریافتی و در یک زندان ذهنی &quot; واقعیت &quot; رو تجربه می کنه . لیکن تجربه ای سرشار از توهم . حال اینکه اگر از این زندان ذهنی رها بشه می تونه &quot; واقعیت &quot; رو به &quot; حقیقت &quot; تبدیل کنه و در یک تجربهء حقیقی&amp;nbsp;، قوانینی رو که &quot; گمان می کرده &quot; حقیقی هستند&amp;nbsp;، بشکنه و زیر&amp;nbsp;پا بذراه .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;یکی از اصول فلسفهء کوانتوم این هست :هیچ قانونی وجود ندارد ٬ هر چه هست فرضیه هایی موقت هستند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;قبول کردن این اصل به ما کمک می کنه که به رهایی از زندان ذهنی نزدیک تر بشیم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;طولانی شد ولی ارزشش رو داشت . مرسی که وقت گذاشتید .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من : فقط فیلمهای هندی داری ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دست فروش : چه فیلمی می خوای ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من : ماتریکس ۱ رو داری ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;دستفروش ( با نیشخند ) : نه . . . فیلمهای تخیلی نداریم !&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Mar 2006 14:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ناظر کبیر ! خونسرد باش ، تو سوسک شدی !</title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;صبح زود که&quot; گره گوار سامسا &quot; از خواب آشفته ای پرید ، دید که در رختخواب خود به حشرهء تمام عیار عجیبی تبدیل شده است . به پشت خوابیده بود و سرش را کمی بلند کرد . شکم برجستهء قهوه ای رنگ خود را که با چند کمان به چند قسمت تقسیم شده بود دید . چیزی نمانده بود که لحاف از رویش بلغزد و زمین بیافتد . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;گره گوار با خود گفت :&quot; چه بر سرم آمده ؟ &quot; با این حال خواب نمی دید . اتاقش اگرچه کوچک ، اما هنوز اتاق خواب معمولی یک انسان بود . روی میز کلکسیون پارچه ها پخش بود . - گره گوار بازاریاب پارچه در شهرستان ها بود - { . . . . } با خود گفت : &quot; چطور است کمی دیگر بخوابم و همهء این مزخرفات را فراموش کنم &quot; اما نه ! نمی شد . گره گوار عادت داشت به پهلوی راست بخوابد ولی با این وضعیت جدید ! این امر مشکل می نمود ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;فرانتس کافکا داستان &quot; مسخ &quot; رو اینطور شروع می کنه . او در کمال خونسردی از بازاریابی صحبت می کنه که یک روز صبح بدون هیچ مقدمه ای به سوسک تبدیل میشه ! سامسا بعد از اینکه به سوسک تبدیل میشه ، به جای اینکه نگران &quot; هویت &quot; ی باشه که از دست داده ، در کمال خونسردی به این فکر می کنه که حالا با این بدن سوسکی چطور به پهلو بخوابه ، یا چطور با این صدای سوسکی با مشتریان صحبت کنه و یا حالا که به سر کارش نرسیده ، چه بهونه ای سر هم کنه ؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;کافکا به این ترتیب در سطور اول داستانش ، &quot;&amp;nbsp;هویت انسانی &quot; بشر رو با خونسردی هرچه تمامتر و بدون هیچ مقدمه ای ، به سخره میگیره . شاید با این به شوخی گرفتن هویت انسانی ، قصد داره به ما بفهمونه که : قضیه اونقدرها هم که ما فکر می کنیم ، جدی نیست ! منظورم اینه که این &quot; هویت انسانی &quot; که بشر برای خودش متصور شده ( من نمی دونم تشدید کجاست . به هر حال واو تشدید داره ) و اونقدر به اون مغروره که خودش رو &quot; اشرف مخلوقات &quot; فرض می کنه اونقدر متزلزل ، ساختگی ، طنز آمیز و پوچه که بعید نیست صبح که از خواب پامیشیم ببینیم که سوسک شدیم !&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;انسان همواره خودش رو &quot; ناظر بر طبیعت &quot; می دونه و از این واقعیت که او هم &quot; جزئی از طبیعت &quot; هست فرار میکنه . او در تصور این هویت برای خودش به قدری خودبینانه و مغرور پیش رفته که دست به افسانه سازی زده . او نمی خواد قبول کنه که زندگیش مانند زندگی سایر موجودات روی زمین ، در اثر تکامل به وجود اومده .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;نه ! برای موجودی که نام&amp;nbsp;&quot; اشرف مخلوقات&amp;nbsp;&quot; بر خودش گذاشته و متکبرانه به طبیعت نظارت می کنه ، این شروع دلچسبی نیست . این شروع باید مثل کارتونهای والت دیزنی! رؤیا گونه ، و ستودنی و سرشار از افتخار باشه : به داستان خلقت آدم و حوا و سجدهء فرشتگان و زندگی عاشقانه اونها در بهشت و سپس تراژدی دردناک رانده شدن اونها از بهشت فکر کنید . چقدر باشکوهه ! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;این در حالی است که با این دیدگاه ، دانشمندان فرزندان ناخلف بشریت هستند که مدام سعی میکنند با به رخ کشیدن اجداد غارنشین بشر با ریش و موی انبوه و بدنی پوشیده از برگ ، زیبایی این رؤیا رو خراب کنند . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;انسان چی فکر کرده ؟ منظورم اینه که اون فکر می کنه کیه ؟ انسان با تکیه بر این &quot; هویت &quot; ی که برای خودش متصور هست ، قصد داره که بر تمام عالم حکم فرمایی کنه ، مغرورانه در مقام &quot; جانشین خدا در زمین &quot; برای حیوانات و گیاهان تصمیم گیری می کنه بدون اینکه متوجه باشه که اونها فقط همسایه های ما در این سیاره هستند . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;انسان حتی نمی خواد قبول کنه که به همون سادگی که نسل دایناسورها ، با برخورد شهابسنگ به کرهء خاکی منقرض شد ، ممکنه که هر لحظه نسل انسان هم تصادفا&quot; و با یک اتفاق ساده از بین بره . آیا برخورد شهابسنگ به یک سیاره چیزی نیست که مدام در فضا در حال اتفاق افتادنه ؟ چرا نباید این اتفاق برای زمین بیفته ؟ اصلا شاید همین الان که شما در حال خوندن این متن هستید ، این اتفاق بیفته . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;این در حالیست که انسان ها برای چیزی که از اون به نام &quot; آخر الزمان &quot; اسم میبرند ، داستانهایی جذاب با قهرمانانی جذابتر ساختن . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;به عقیده من &quot; هویتی &quot; که انسان در طبیعت برای خودش متصور شده ، موهوم ترین ، افسانه ای ترین و رؤیایی ترین تعریفی هست که از هویت می شه ارائه داد . کمی به اطراف خودمون دقت کنیم . چقدر هویت ما با موهومات ساختگی و تصورات رؤیایی ،&amp;nbsp;که ناشی از غرور بیجای ماست ، ممزوج شده ؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;در پست قبل اشاره کردم که از نظر پیتر گیج ، &quot; هویت مطلق &quot; وجود نداره بلکه هویت به صورت نسبی قابل تعریف هست .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;اما دیوید هیوم فیلسوف اسکاتلندی ، پا رو از این هم فراتر گذاشته . او معتقده که اصلا چیزی به نام &quot; هویت &quot; وجود نداره . هر چه هست &quot; تصور هویت &quot; و یا &quot; توهم هویت &quot; هست . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;شاید لازم باشه یکبار هم که شده داستانهایی رو که برای زندگی خودمون ساختیم و خودمون رو قهرمان بلامنازع این داستانها تصور کردیم فراموش کنیم و مثل کافکا ، خونسردانه ، به این &quot; هویت انسانی &quot; نگاهی از سر شوخی داشته باشیم . اینجوری اگه یک روز صبح از &quot; خواب آشفته &quot; ای بیدار بشیم و ببینیم که سوسک شدیم ، جا نمی خوریم و خونسرد عمل می کنیم . &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;مرسی که وقت گذاشتید .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;پی نوشت :&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۱- من معتقدم که ادبیات ( اعم از رمان ، شعر و . . . ) ابزار بسیار قدرتمندی برای بیان اندیشه&amp;nbsp;های فلسفی هست . خوندن یک رمان یا یک بیت شعر گاهی ما رو بیشتر به فلسفیدن مجبور می کنه تا خوندن یک رسالهء فلسفی .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;۲ - کافکا در کمال خونسردی ! ، اصراری به چاپ &quot; مسخ &quot; که بعدها شاهکارش محسوب شد ، نداشت . او اصراری به چاپ هیچ کدوم از آثارش نداشت .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;STRONG&gt;شب خوش .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Mar 2006 14:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=aflatoun&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>aflatoun</dc:creator>
<guid>http://aflatoun.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شوخیهای جدی تر یک سوفسطایی ! </title>
<link>http://aflatoun.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;courier new, courier, mono&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;در پست « شوخی ها